روزگارشیرین

به روزگار شیرین رفاقت سفره ی خنده بگسترید
 
 و نان شادمانی قسمت کنید .
 
 به شبنم این بهانه های کوچک است که در دل ،
 
 سپیده می دمد و جان تازه می شود.
 
 جبران خلیل جبران
 
/ 90 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهربانی

سلام من و خدا سوار یک دوچرخه شدیم من اشتباه کردم و جلو نشستم و خدا عقب. فرمان دست من بود و سر دوراهی ها دلهره مرا می گرفت؛ تا اینکه جایمان را عوض کردیم. حالا آرام شدم و هروقت از او می پرسم که کجا می رویم؟ برمیگردد و با لبخند می گوید: تو فقط رکاب بزن.با خداباش

آنیتــا しѺ√乇

زندگی رسم خویشاوندی است زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ پرسشی دارد اندازه ی عشق زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد زندگی مجذور آیینه است زندگی گل به توان ابدیت زندگی ضرب زمین در ضربان دل ماست زندگی هندسه ی ساده و یکسان نفسهاست[گل][گل][گل]

گل پامچال

تو مرا به عصر حجر بر می‌گردانی زمانی که آدم چای را با خنده حوا شیرین می‌کرد … { احسان پرسا } - - - - - سلام ،عصر بخیر[گل]

neda

زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . . .

neda

اس ام اس سخنان زیبا ، کوتاه و عمیق مجموعه : اس ام اس خنده دار و طنز باد می وزد … میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی تصمیم با تو است . . .

آنیتــا しѺ√乇

خداوند هیچکس را جز به اندازه ی تواناییش تکلیف نمیکند ، (انسان) هر کار (نیکی) را انجام دهد، برای خود انجام داده ؛ و هر کار (بدی) کند، به زیان خود کرده است . (مومنان میگویند:) "پروردگارا! اگر ما فراموش یا خطا کردیم، مارا مؤاخذه مکن . پروردگارا! تکلیف سنگینی بر ما قرار مده ، آنچنان که (به خاطر گناه و طغیان) بر کسانی که پیش از ما بودند قرار دادی . پروردگارا! آنچه طاقت تحمل آن را نداریم، بر ما مقدر مدار ؛ و آثار گناه را از ما بشوی ؛ ما را ببخش و در رحمت خود قرار ده . تو مولا و سرپرست مایی ، پس ما را بر جمعیت کافران پیروز گردان ." آمین[گل][گل][گل]

علي

چراغ دل تاريکم از اين خانه مرو ، آشناي تو منم بر در بيگانه مرو ، شمع من باش و بمان نور ز تو اشک ز من ، جانفشان تو منم در بر پروانه مرو ، سوختي جان مرا آه مکن ، اشک مريز ، از بر عاشق دلداده غريبانه مرو .

دورتر از من

خیلی هم زیبا و امیدوارکننده!![لبخند][گل] خسته نباشید

ღصداقت پیشهღ

هر دل که درو مهر تو پنهان نبود کافر بود آن دل و مسلمان نبود شهری که درو هیبت سلطان نبود ویران شده گیر اگرچه ویران نبود عاشق تو یقین دان که مسلمان نبود در مذهب عشق کفر و ایمان نبود در عشق تن و عقل و دل و جان نبود هرکس که چنین نگشت او آن نبود

ღصداقت پیشهღ

عاشق که تواضع ننماید چکند شبها که بکوی تو نیاید چکند گر بوسه زند زلف ترا تیره مشو دیوانه که زنجیر نخاید چکند