عشق...

 

عشق لالایی بارون تو شباست 
نم نم بارون پشت شیشه هاست 
لحظه ی شبنم و برگ گل یاس 
لحظه ی رهایی پرنده هاست 
لحظه ی عزیز با تو بودنه 
آخرین پناه موندن منه

/ 64 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گندم

لحـــظه لحـــظه بـــاتــو هستـــم! بـــاتــو خـــوبم بـــی تــو خســتم! بـــاورم کــن مـــال مــــن بـــاش! بــــاورم کـــن عـــاشــق هسـتم

گندم

هیس...! کمی آرامتر!تنها باش و بی صدا تر بشکن،آهسته تر سراغش را بگیر! ممکن است بیدار شود وجدان نداشته اش...!

گندم

ديرگاهيست که تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غم ها شده ام دگر آئينه ز من با خبر است / که اسير شب يلدا شده ام من که بي تاب شقايق بودم / همدم سردي يخ ها شده ام کاش چشمان مرا خاک کنيد / تا نبينم که چه تنها شده ام .

گندم

اشتباه من این بود طناب عشقی را می کشیدم... که یک طرفش من و یک طرفش به سمت باد بود... باد مخالف!!!!!

پــــــویا

دوست بدار آنهایی که در زندگیت نقشی داشته اند، . . . نه آنهایی که برایت نقش بازی کرده اند!!! [گل]

بامعرفت!!!

آنقدر در تو غرق شده ام که از تلاقی نگاهم با دیگری احساس خیانت میکنم عشق یعنی همین

fatemeh

زندگی بوم سفیدی است... من و تو نقاش های این صفحه ایم،زندگی را می توان زیبا نگاشت... زندگی را می توان رنگی کشید... اندکی رنگ محبت،بیشتررنگ عشق،سایه روشن هایی هم رنگ صفا..

بامعرفت!!!

خدایا نوری بیفکن یا توری... ماهی کوچکت از تاریکی این اقیانوس می ترسد.

محمد

"در خاطر کسی ماندگاری که لحظه های نبودنت را با دنیا معامله نمیکند"

گل یاس

تمام چیزی که باید از زندگی آموخت ، تنها یکی کلمه است ((میگذرد))