چای با طعم خدا

 

این سماور جوش است ،
پس چرا می گفتی ، دیگر آن خاموش است؟
باز لبخند بزن ...
قوری قلبت را زودتر بند بزن
توی آن مهربانی دم کن
بعد بگذار که آرام آرام چای تو دم بکشد ..
شعله اش را کم کن ...
دستهایت: سینی نقره نور
اشکهایم: استکانهای بلور
کاش، استکانهای مرا، توی سینی خودت می چیدی
کاشکی اشک مرا می دیدی ،
خنده هایت قند است
چای هم آماده است
« چای با طعم خدا »
بوی آن پیچیده ، از دلت تا همه جا
پاشو مهمان عزیز:!
توی فنجان دلم چایی داغ بریز...

" عرفان نظر آهاری "

/ 34 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ali

سلام فقط بگویم زیبا بود.....

زینب

کارهای خانم نظر آهاری رو دوست دارم. ممنون از انتخاب زیباتون. [لبخند]

نجمه بلنو

واقعا زیبا بود به دلم نشست[گل]

شادی

شبهای مهتابی با این که تاریکند، روشن اند!! و شبهای ابری با این که دلگیرند، دست و دلبازند!! “چون در نهایت می بارند” و وقتی که میبارند “سخاوتمندانه” می بارند! برای همه “یکسان، “بدون چشم داشت” و “پاک

بنده خدا

مرامت عشق لبخندت صمیمی قدم هایت صراط المستقیمی بگویم یا علی آغـاز هر کار که بسم الله رحمن الرحیمی

بنده خدا

خدایا میدانم بنده خوبی برایت نبوده ام اما تو همیشه خدای خوبی برایم بوده ای. دستانم را رها مکن و همچون همیشه در کنارم بمان. شرمنده ام….

با معرفت!!

چتر نمی خواهد این هوا تو را می خواهد ...

با معرفت!!

گاهی دلم برای خودم تنگ میشود آری زمین به زیر ‍‍‍‍‍‍‍‍پای دلم سنگ میشود گاهی نفس برای تنم تنگ میشود این سینه مثال سنگ،سنگ میشود گاهی نگاه آیینه چه بی رنگ میشود این پای غم برای دلم لنگ میشود گاهی صدای برگ مثل زنگ میشود شکست کودک دل چه قشنگ میشود گاهی سرود خدا چه کم رنگ میشود آری همیشه دلم برای خدا تنگ میشود

نیمچه روانشناس

شعرها و نوشته های خانم نظرآهاری در عین سادگی فوق العاده هستن و مفهوم رو خیلی خوب و با درگیر کردن احساسات میرسونن. این شعر که دیگه شاهکاره

انسان

پناه می برم به خدا از شر..... خودم نفسم زبانم نگاهم قلبم وشیطان رانده شده