صدای دوست

گفتن از دوست چه دیدی که چنان مسروری؟گفتم ازدوست همین بس که زما یادکند.

قطره ها در انتظار توأند...
نویسنده : یک دوست - ساعت ٤:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۳
 

زیر باران بیا قدم بزنیم
حرف نشنیده ای به هم بزنیم

نو بگوییم و نو بیندیشیم 
عادت کهنه را به هم بزنیم

و ز باران کمی بیاموزیم 
که بباریم و حرف کم بزنیم

کم بباریم اگر ، ولی همه جا 
عالمی را به چهره نم بزنیم

چتر را تا کنیم و خیس شویم 
لحظه ای پشت پا به غم بزنیم

سخن از عشق خود به خود زیباست 
سخن عاشقانه ای به هم بزنیم

قلم زندگی به دست دل است 
زندگی را بیا رقم بزنیم

قطره ها در انتظار توأند 
زیر باران بیا قدم بزنیم