صدای دوست

گفتن از دوست چه دیدی که چنان مسروری؟گفتم ازدوست همین بس که زما یادکند.

یادمان نیست....
نویسنده : یک دوست - ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٧
 

یادمان نیست که چون خنده سپید 
مثل یک چشمه زلال 
مثل باران بودیم 
که چه معصوم به رنگ خوش عشق 
خالی از دغدغه ای شادو خندان بودیم 


نکند حافظه با پاکی دل بد باشد 
نکند ذهن بر این خاطره ها سد باشد 


خوب می شد که به خاطرمان بسپاریم 
کودک و ساده و چون ماه درخشان باشیم 
کودکی گرچه فراموش شود 
اما باز 
ذره ای خاطره اش هم بد نیست 
که چه معصوم و سپید همچو باران بودیم...

احمد حسینی